تحلیل سازه انگارانۀ نقش مذهب در روابط ایران و عراق بعد از اشغال توسط آمریکا

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسنده

دانش آموخته دکتری علوم سیاسی دانشگاه بوعلی سینا

چکیده

حمله آمریکا به عراق در سال 2003 باعث گردید تا ایران که قبل از آن به‌صورت بالقوه عراق را دشمن ژئوپلتیک خود تلقی می‌کرد، نگرانی‌اش از روی کار آمدن یک دولت تهدیدگر در عراق دوچندان شود، حضور نیروهای آمریکایی نیز به این نگرانی‌ها دامن می‌زد. با این حال شرایط در عراق پس از اشغال بهگونه‌ای رقم خورد تا ایران به‌عنوان یک بازیگر خارجی اصلی در این کشور به ایفای نقش بپردازد. پس از این اشغال، نسلی از دولتمردان در این کشور روی کار آمدند که روابط نزدیکی با جمهوری اسلامی ایران برقرار کردند. این روابط متأثر از انگاره‌های مذهبی رهبران دو کشور بود که باعث شد این روابط کاملاً متفاوت از قبل و در سطح گسترده‌ای دنبال گردد. با این تفاسیر هدف اصلی این مقاله بررسی چگونگی شکل‌گیری این روابط در سطح دو کشور ایران و عراق است. با توجه به آنچه گفته شد، سؤال اصلی این مقاله عبارت از این است که این روابط چگونه پدید آمد و عوامل مؤثر بر شکل‌گیری این‌گونه روابط چه بوده است؟ فرضیه این مقاله بر این است که انگاره‌های مذهبی و ذهنی در شکل‌گیری این روابط و به وجود آمدن همگرایی بین این کشورها مؤثر بوده است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از رهیافت سازه‌انگاری درصدد است تا به تبیین این موضوع بپردازد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Structural analysis of the role of religion in the relations between Iran and Iraq after the occupation by the United States

نویسنده [English]

  • farhad sahami
چکیده [English]

The 2003 US invasion of Iraq in 2003 made Iran, which previously considered it potentially a geopolitical enemy of Iraq, to ​​double its concern over the coming of a threatening state in Iraq, with the presence of US troops in this concern. It stirred up. However, the situation in post-occupation Iraq was such that Iran played a major role as a major foreign player in the country.
After this occupation, a generation of men's government came to this country, establishing close ties with Iran. These relations were influenced by the religious beliefs of the leaders of the two countries, which led to these totally different and previously widely-held relations. With this interpretation, the purpose of this article is to examine how these relations are formed on the level of the two countries. With regard to what was said, the main question of this article is how these relationships came about, and what factors have influenced the formation of such relationships. The hypothesis of this paper is that their mental and religious beliefs have been effective in building these relationships and in creating convergence between these countries.
This paper, by means of descriptive-analytical method and using a constructivist approach, aims to explain this issue.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Occupation
  • Foreign Policy
  • Iran
  • Ideology
  • constructivism